رفتن به نوار ابزار

کتاب «شدن» میشل اوباما؛ انگیزه‌ای برای پرواز

مردم معمولا اسم زنان بزرگ و ثروتمندی مثل جی کی رولینگ (نویسنده‌ی کتاب‌های هری پاتر) یا میشل اوباما (همسر باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریکا) را می‌شنوند؛ تصور می‌کنند که آن‌ها در بهترین جای دنیا زندگی می‌کردند؛ از همان ابتدا اوضاع مالی و زندگی خیلی خوبی داشتند؛ در زندگی سختی نکشیده‌اند؛ یا آن‌ها به خاطر تلاش همسرانشان معروف و مشهور هستند.

اما این تصور کاملا غلط است. تصوری غلط که اول از همه به خود شما آسیب می‌زند. اینکه شما راجع به زنی چون میشل اوباما چگونه فکر می‌کنید، به خودتان مربوط است. شما با تفکر منفی نسبت به او، نمی‌توانید چیزی را در زندگی او تغییر دهید. زندگی‌ که با زحمت و سختی ساخته را نمی‌توانید از بین ببرید و خودتان جای او بنشینید. شما فقط می‌توانید برای تلاش نکردن، بهانه‌های مختلفی جور کنید.

اما اگر می‌خواهید بدانید که چگونه می‌توانید «میشل اوباما شدن» را تجربه کنید، پس باید کتاب «شدن»، اثر میشل اوباما را بخوانید! 

اما اگر هنوز نام این کتاب را در لیست خرید بعدی خود یادداشت نکرده‌اید، پس حتما این مقاله‌ی کوتاه را بخوانید. این مقاله مثل کتاب «شدن» طولانی نیست. خواندنش شاید فقط ده دقیقه از وقت شما را بگیرد. اما در همین مقاله،  با بخش‌هایی از این کتاب آشنا می‌شوید که برای خرید آن درنگ نکنید. کتابی که برای مدت‌ها به عنوان یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های حاضر در کتاب‌ فروشی‌های سراسر دنیا به شمار می‌رفت. 

چند کلامی راجع به نویسنده‌

وقتی نام «میشل اوباما» به سر زبان‌ها میفتد، همه او را به عنوان «همسر باراک اوباما» می‌شناسند. کمتر کسی می‌داند که پشت این عنوان، چه زن فوق‌العاده و بزرگی وجود دارد و تا چه حدی در زندگی سختی کشیده‌ است. میشل اوباما از ابتدا یک وکیل، مادر شاغل  یا بانوی اول ایالات متحده نبوده است. در دهه‌ی هفتاد میلادی، او میشل رابینسون بود. دانش‌آموزی در جنوب غربی شیکاگو که عاشق استیوی واندر و موسیقی جاز بود و می‌خواست در مدرسه نمره‌های خوبی کسب کند.

کتاب «becoming» که در ایران به «شدن» معروف است، زندگی و تکامل شخصیتی میشل اوباما را بیان می‌کند. او راجع به اینکه چقدر دانش‌آموز خوبی بود، چگونه وارد دانشگاه پرینستون شد، چگونه با یک وکیل تازه وارد به نام باراک اوباما آشنا شد، نحوه‌ی ورودش به کاخ سفید و … صحبت می‌کند. 

میشل با صراحت بیان می‌کند که با ذهنیتی مدنی وارد کاخ سفید شد. او در آن‌جا سعی کرد تا به موضوعاتی چون سلامت کودکان، امور ایثارگران و آموزش کودکان بپردازد. میشل اوباما در این کتاب به خودش افتخار می‌کند که به عنوان یک زن به مسائل سیاسی زیادی رسیدگی کرده و به همین ترتیب، پا به مسیر تکامل گذاشته است.

اگر تصور می‌کنید که میشل اوباما به همین راحتی «میشل اوباما» شده است، پس حتما باید این کتاب را بخوانید. شما باید این کتاب را بخوانید تا متوجه شوید که در هر نقطه از دنیا و با هر نژادی هم که باشید، باز هم می‌توانید به نقاطی باورنکردنی دست‌یابی پیدا کنید. 

از جذابیت‌های این کتاب می‌توان به روایت‌هایی اشاره کرد که میشل در ارتباط با سختی‌ها و نگرانی‌های زندگی‌ خود، بیان کرده است. برای مثال، او راجع به سختی‌های مسیر (خانه تا مدرسه)، زنان الهام‌بخش خود و حتی هشداری که هیلاری کلینگتون در ارتباط با «بانوی اول آمریکا بودن» به او داده است، حرف‌هایی شنیدنی بیان می‌کند. 

محتوای کتاب «شدن» اثر میشل اوباما

حتی اگر کتاب «رگتایم» یا «دلبند» را نخوانده باشید، حتی اگر فیلم «ریشه‌ها» را نیز تماشا نکرده باشید؛ باز هم به خوبی می‌دانید که نژاد «آفریقایی-آمریکایی» با چه سختی‌هایی روبه‌رو می‌شود. تنها کافی است نگاهی به اخبار، فیلم‌های یوتیوبی و … بیندازید و کمی پای حرف‌های این نژاد بنشینید تا متوجه شوید که آن‌ها هیچ‌وقت نمی‌توانند یک زندگی راحت و معمولی، مثل بقیه را تجربه کنند. 

میشل اوباما نیز یکی از همین افراد است. کسی که در خانواده‌ای «آفریقایی-آمریکایی» بزرگ شده است و سختی‌های زیادی را نیز تحمل کرده است. شما با خواندن کتاب «شدن» راجع به این مسائل، روایت‌های مختلفی خواهید خواند. 

زندگی به عنوان یک «آفریقایی-آمریکایی» سخت است

بخش اول کتاب، «من شدن» است که دوران کودکی تا نوجوانی میشل را تشکیل می‌دهد. این بخش را می‌توان یکی از جذاب‌ترین و خواندنی‌ترین بخش‌های کتاب به شمار آورد. چون درست راجع به همان زندگی متفاوتی صحبت می‌کند که میشل در بچگی تجربه کرده است. بخش «ما شدن» که بخش دوم کتاب است، در مورد آشنایی او با باراک اوباما و ازدواج او است. بخش آخر که «بیشتر شدن» نام دارد، راجع به ورود او به کاخ سفید و فعالیت‌های مفید او در حوزه‌ی سیاست صحبت می‌کند. 

تقریباً ۱۰۰ صفحه طول می‌کشد تا باراک اوباما به اوج برسد. او در این صد صفحه نسبت به سایر بخش‌ها با اطمینان بیشتری صحبت می‌کند و با غرور و افتخار راجع به زندگی و خانواده‌اش حرف می‌زند. پدر وی، فریزر، در دهه‌ی سی سالگی به بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) مبتلا شد. بیماری‌ای که با شنیدن آن، رنگ از رخ تمام کسانی که «ویتامین دی» را شوخی می‌گیرند، می‌پرد. 

او  در این بخش راجع به خانواده‌ی چهار نفره خود صحبت می‌کند که در طبقه‌ی کارگر زندگی می‌کردند و به خاطر مسائل نژادپرستی در آمریکا، با مشکلات تبعیضانه‌ی زیادی مواجه شده بودند. 

او از اینکه با صراحت راجع به سختی‌هایی که در دوران مدرسه و در کنار سفیدپوست‌ها تجربه کرده حرف بزند، اجتناب می‌کند. اما راجع به پتانسیل سایر بچه‌هایی که با آن‌ها بزرگ‌ شده، بیشتر حرف می‌زند. البته او از برخی خاطرات خود در بخش پایانی کتاب صحبت می‌کند. بخشی که دیگر به «بانوی اول آمریکا» تبدیل شده و می‌تواند راجع به احساساتش راحت‌تر حرف بزند.  

در طول کتاب نیز با جزئیاتی روبه‌رو می‌شوید که زندگی میشل اوباما را به زیبایی به تصویر می‌کشد. برای مثال، او در کتاب راجع به استعفای خود از کارش در Sidley Austin صحبت می‌کند. کاری که هیچ‌وقت از انجام آن لذت نمی‌برد و او را آزار می‌داد. علاوه بر این، او راجع به سختی‌هایی که پدر و مادرش برای ورود او به دانشگاه متحمل شده‌اند، صحبت می‌کند. میشل با قلمی زیبا، نحوه‌ی ورود به مسیر موفقیت را بیان می‌کند و از بیان فداکاری‌های والدینش در این زمینه، غافل نمی‌شود. 

روایتی نامنظم با یک هارمونی زیبا و خواندنی در کتاب شدن

شما از همان ابتدا با روایت غیرخطی کتاب «شدن» روبه‌رو می‌شوید. پیشگفتار کتاب، که به طور خلاصه راجع به زندگی جدید میشل اوباما پس از ورود به کاخ سفید صحبت می‌کند، با این عبارت به پایان می‌رسد: «و من اینجا هستم، در این مکان جدید، با چیزهای زیادی که می‌خواهم بگویم.» او به همین ترتیب، با شیوه‌ای هیجان انگیز داستان زندگی خود را شروع می‌کند. با خواندن کتاب متوجه خواهید شد که میشل اوباما واقعاً حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. البته اگر تصور می‌کنید که این کتاب صرفا یک زندگی‌نامه‌ی معمولی است، اشتباه می‌کنید.

کتاب «شدن»، بیش از یک خاطره یا تلفیقی از خاطرات است. در این کتاب، ماجراهایی جذاب و غافلگیرکننده بیان می‌شود. نکاتی باارزش مطرح می‌شود تا با شیوه‌ای کاملا صادقانه و صمیمی، شما را به پیشرفت در زندگی تشویق کند. 

متن این کتاب را می‌توان به عنوان اثری پست مدرنی در نظر گرفت که گه گداری با نگاه پسا استعماری به خاطرات نگاه می‌کند. چراکه میشل اوباما با روایتی غیرخطی و نامنظم، از من شدن تا بیشتر شدن را به تصویر می‌کشد.  «من شدن» که در آن خاطرات قدیمی با تکامل نفس، معنای جدیدی به خود می‌گیرند. اما همین روایت نامنظم می‌تواند شما را گیج کند، آنقدری که نه بتوانید کتاب را رها کنید، نه آن را با کتاب‌های بیوگرافی ساده اشتباه بگیرید. شاید درست به همین دلیل است که ما از همان ابتدا نمی‌توانستیم راجع به پیشگفتار حرف بزنیم!

مادری فداکار، وکیلی حرفه‌ای و سیاستمداری کارآمد

میشل اوباما در بخش‌هایی از کتاب توضیح می‌دهد که او نسبت به فرزندانش فداکار است. علاوه بر این، او راجع به حساسیت خود در زمینه‌ی بهداشت عمومی، سلامت و آموزش کودکان نیز صحبت می‌کند و از تلاش‌های خود در این زمینه نیز حرف می‌زند. اما او هنوز هم در مورد دستاوردهای خود تفکری متفاوت دارد. میشل همیشه خودش را اینگونه توصیف می‌کند:«شخصی عادی که خود را در یک سفر خارق‌العاده پیدا کرده است.» مطمئنا این طرز تفکر میشل را می‌توان با خواندن کتاب «شدن» بهتر و بیشتر درک کرد.

شکی در این نیست که باراک اوباما هنگامی که در آن تابستان ۱۰ دقیقه دیرتر وارد دفتر کارش شد، زندگی زن جوانی به نام میشل رابینسون را تغییر داد. اما آن زن، زنی معمولی نبود که صرفا با ازدواج تغییر کرده باشد. او زنی استثنائی و فوق‌العاده‌ بود. وکیلی که با فداکاری‌ها و زحمت والدینش وارد دانشگاه خوبی شده و جهت بهتر شدن جامعه، تلاش می‌کند. زنی خارق‌العاده که حالا یک مادر، وکیل و بانوی اول آمریکا است.

میشل اوباما سمبل مقاومت است. شما تا پایان این کتاب قطعا به این عقیده خواهید رسید. زیرا که او در بخش‌های مختلفی از کتاب از تلاش‌ها و مقاومت خود در برابر سختی‌ها بیان می‌کند. از سختی مسیر خانه تا مدرسه گرفته تا تبلیغاتی که برای انتخابات همسرش، در ریاست جمهوری برپا ‌کرده است.

کتاب شدن اثر میشل اوباما انتشارات مهراندیش

مشاهده قیمت + خرید از دیجی کالا

سخن آخر

زندگی میشل اوباما را می‌توان الگویی جهت تلاش مداوم و مقاومت دانست. تلاش برای اینکه به عنوان یک دانش آموز و دانشجوی فوق‌العاده شمرده شود؛ به یک وکیل حرفه‌ای تبدیل شود؛ نفشش را به عنوان یک مادر فداکار به خوبی ایفا کند و در نهایت، بهترین بانوی اولی باشد که آمریکا به خود دیده است. در طول این مسیر، او درس‌های زیادی یاد گرفت. درس‌هایی که او را تکان دادند تا از انتظارات واهی دست بکشد و واقع‌بینانه برای خود و زندگی‌ تلاش کند.

میشل در این مسیر، به یک زن مستقل تبدیل شد. یک مادر شاغل که می‌تواند به بچه‌هایش و همچنین افراد جامعه خود کمک کند. او در این کتاب بیان می‌کند که بانوی اول آمریکا شدن یا همسر باراک اوباما بودن او را از تلاش‌هایش متوقف نکرده است. او همواره می‌کوشد تا بهترین وکیل باشد. وکیلی مدنی که به مردم جامعه‌ کمک می‌کند و  همیشه در راستای پیشرفت کشورش می‌کوشد. 

برچسب ها:

خوشحال می شویم نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

اگر سوالی دارید همین‌جا بپرسید!

ببین ببر